العبد

دلنوشت !

العبد

یارب

یادداشت : بعد از دوسال و اندی ، مهاجر شدم ، گفتم مهاجر و یاد حسین پناهی افتادم!
اگر فرصتی شد و دست تقدیر با ما یار بود ، مطالب وبلاگ قبلی را انتقال خواهم داد!

به قولی :

باشد اینجا عاشقی هامان مرتّب باشد


بنابر نوشتِ اشعار و دل نوشت های شخصی است و اما الغیرها ،اسامی دیگر عزیز قید خواهد شد .

صفحه اشعار در اینستاگرام :

M.HGolhassani

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است


کاشکی غصّه ی هجران تو سر می آمد 

یا که از سوی تو ای یار خبر می آمد 

.

.

.

.

خواب دیدم که لبِ خشکِ مرا می بوسی

بَه که آن شب ز نمک پاش شکر می آمد 



دلنوشت : 


- چرا با من سر لج داری ای دل ...



پ.ن : 

- یادتون هست گفتم دعا کنید بلکه ممیزین عزیز در حق کتاب ما مرحمتی داشته باشند !؟

اینطور که معلومه یک نفرتون هم دعا نکرده ...!

بعله .


فی امان الله 

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۲۱
محمد حسین